|
|
|
|
|
میشو |
||
|
|
|
|
|
گوی زنگی
|
||
|
|
|
|
|
میشو |
||
|
|
|
|
|
كوه بزقوش طبق معمول هر هفته اين جمعه هم (۲۹/۸/۸۸) در محل هميشگي حاضر شده و با گروه ۱۰ نفره رأس ساعت ۷:۱۰ به طرف سراب حركت كرديم. هوا كمي سرد بود و بارانی ملایم مي باريد. براي جلوگيري از اتلاف وقت، صبحانه را داخل ماشين صرف كرديم. وقتي وارد سراب شديم متوجه بارش ملايم برف شديم و هر قدر به محل كوه نزديك تر مي شديم شدت بارش برف نیز بیشتر مي شد. هواي بيرون سرد بود ولي آتش مهر دلهاي بچه ها گرمي و صميميت خاصي داخل ماشین ايجاد كرده بود. اين را از تقسيم لباس گرم اضافي بچه ها بين همدیگر مي شد حس كرد. سرانجام پس از گذشتن از روستای اسبفروشان ساعت ۹ به پاي كوه یعنی ساختمان آبگرم رسيديم و بلافاصله بعد از آماده شدن به راه افتاديم. از همان ابتدای راه، کوه سفیدپوش بود. برفي كه روي كوه نشسته بود زيبايي خاصي به آن بخشیده بود و چشمها را بي اراده محو تماشاي خود ميكرد. اين اولين برف سال بود كه زير پاهايم حس ميكردم. هر قدر كه پيش مي رفتيم مناظر كوه ديدني تر و اشتياقمان براي رسيدن به قله بيشتر مي شد. يخهاي آويزان روي سنگهاي بزرگ، گياهان كوهي كه هنوز سبزي خود را حفظ كرده و از لاي برفها سر بلند كرده بودند و ساقه های علفی نازکی که در مقابل برف و باد مقاومت می کردند. همين طور كه صعود مي كرديم يكي از بچه ها از اين مناظر زيبا عكس مي گرفت ولي پايين بودن درجه هوا از یک طرف و وزش شدید باد که دانه های ریز و یخ زده برف زمین را به صورتمان می نواخت از طرف ديگر، باعث احساس سرما و خستگي زیاد شده بود. حتي يكي از بچه ها ديگر قادر به ادامه راه نبود. با این وجود توانستيم تا نزديكي جان پناه صعود كرده و ساعت ۱۲:۱۵به آنجا برسيم. كنار ديواره هاي سنگ چینی که توسط چوپانان درست شده بود و در محلی که نسبتاً از وزش باد در امان بود مقداری از برف را جابجا کرده و جايي براي دوستمان كه دچار خستگی شدیدی شده بود درست كرديم و اطرافش را گرفتيم و سعي كرديم با چاي و شكلات بدنش را گرم نگه داريم. مناظر كوه زيبا بود ولي صفای دل بچه ها آنجا را زيباتر كرده بود. لحظه اي از زندگي بود كه خودخواهي و ريا مفهومي در آن نداشت. در آن سردي هوا، زير بوران شديد برف مي شد محبت خالصانه را حس كرد و گذشت را آموخت. وضع هوا بقدري بد بود كه بخاطر سلامتي دوستانمان از صعود به قله گذشتيم و همان جا چند عكس يادگاري انداخته و به طرف پایین حرکت کردیم. با اينكه قله كوه را نديدم ولي چيزهايي كه كنار بچه ها احساس كردم ارزش فداكاري و گذشتن از قله را داشت. از اينكه كنار اين گروه بودم به خودم مي باليدم. ساعت ۱۴:۳۰ به پاي كوه رسيده و چند عکس دسته جمعی نیز در آنجا گرفتیم. به دليل سردي هوا و خیس بودن زمین تصميم گرفتيم ناهارمان را هم در ماشين و تنگاتنگ دوستانمان صرف كنيم. همين طور كه از پنجره ماشين به مناظر دوردست نگاه مي كردم به زيبايي امروز فكر مي كردم، به اينكه امروز هر يك از بچه هاي گروه مثل تكه هاي پازلي بودند كه با قرار گرفتن کنار هم، زيباترين تابلوي خاطره ي زندگيم را ساختند. براي همين از تك تك بچه ها تشكر ميكنم و از صميم قلب دوستتان دارم. تهیه گزارش: هانيه زينال عابدين نيا |
||
|
|
|
|
|
به علت سفر رئیس جمهور محترم به تبریز و بازدید از ورزشگاه تختی، جلسه هفتگی هیئت در روز چهارشنبه مورخ 27/8/88 تعطیل می باشد. |
||
|
|
|
|
|
چوایو Cho Oyo نگاه اجمالی: منبع: http://www.Peakware.com |
||
|
|
|
|
|
قره بلله پس از قرنها، به لطف تماس یکی از سرپرستان گروه موفق به حضور در برنامه این هفته (15/8/88) هیئت کوهنوردی شدم. بدین منظور در محل قرار همیشگی حاضر شده و به سمت شبستر به راه افتادیم. مقصد گروه، کوه قره بلله یکی از کوههای کوهستان میشو در نزدیکی شهرستان شبستر بود. من تا قبل از این برنامه حتی نام این کوه را نیز نشنیده بودم و به همین دلیل اشتیاق زیادی برای صعود داشتم. در مسیر رسیدن به کوه ابتدا وارد روستای سرکنددیزج شده و از منظره زیبای درختان پاییزی لذت بردیم. پس از طی جادهای خاکی، به پای کوه رسیده و بر خلاف تصور اولیهمان کوهپیمایی را در هوایی بسیار خوب آغاز کردیم. طبق معمول، مهربانی و صمیمیت فوقالعاده اعضای گروه مرا که مدتها از این برنامهها به دور بودم مبهوت کرد، اما خوشبختانه کم کم توانستم خود را با این صمیمیت وفق دهم. تهیه گزارش: زهرا بونیک |
||